تبليغاتX
زرین قلم
زرین قلم خبرنگار سرویس فرهنگی و هنری

زینب رازدشت
هنر زاده اندیشه هاست
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هرکس به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون ر سیده ام به آغاز چنین کتابی که باید قلم را بکنم و دفتر را پاره کنم و جلدش را به صاحبش پس دهم و خود به کلبه بی در و پنجره ای بخزم و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت
 

حدود چندسالي است كه سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تهران با ايجاد فرهنگسراها پاسخگوي بسياري از نيازهاي فرهنگي شهروندان محله بوده است. همچنين تأسيس سينماهاي كوچك در درون فرهنگسراها اقدام مهمي بوده چرا كه اين امر مهم تا حدودي توانسته به اقتصاد سينما كمك شاياني كند. ساعت 14 سومين سانس سينما فرهنگسراي دختران به شمار مي رود.
طبق معمول هر هفته تعدادي از علاقه مندان به هنر سينما، اين سانس را براي تماشاي فيلم انتخاب مي كنند و غافل از اين كه فرهنگسرا براي خود قانوني را اخذ كرده مبني بر اين كه اكران براي بيش از 20 نفر امكان پذير است در غيراين صورت فيلمي اكران نخواهد شد.
زماني كه حاضران در محوطه علت را جويا مي شوند بحث اقتصاد سينما و هزينه هاي جاري به ميان مي آيد.
در آن روز 12 نفر حضور داشتند و مجموع بليط آن ها 9 هزار و 600 تومان مي شود كه اين ميزان اعتبار براي مسوولان سينماي فرهنگسراي دختران صرف نمي كند كه فيلمي اكران كنند و بايد تعداد مخاطبان به 20 نفر برسد تا با اعتبار 16 هزار توماني بتوان فيلمي را اكران كرد.
به هرحال 12 مخاطب بايد فداي هشت مخاطب ديگر شوند تا بتوانند در سانس 14، ساعتي كه برايش برنامه ريزي كرده اند، فيلم مورد علاقه خود را تماشا كنند.
با تمام اين تفاسير هيچ يك از مسوولان فرهنگسراي دختران اين اقدام را بي توجهي نسبت به مخاطبان ندانستند بلكه با صراحت تمام اعلام كردند كه مشكل ما نيست اگر سازمان فرهنگي وهنري شهرداي تهران بودجه اي را دراختيار ما قرار دهند، در هيچ زماني اين اتفاق نخواهد افتاد.
البته براساس گفته هاي مردم محله اين اتفاق براي چندمين بار است كه در فرهنگسراي دختران رخ مي دهد و به دليل تعداد اندك مخاطبان، فيلم اكران نمي شود.
اميدواريم سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تهران با دراختيارگذاشتن بودجه اي مناسب به فرهنگسراها بتواند درارتقاء سطح اقتصاد سينما مؤثر باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:23  توسط زینب رازدشت  | 

 

این روزها طرح استیضاح وزیر بازرگانی توسط نمایندگان مجلس مطرح است. نقل قول های بسیاری راجع به ا ین مطلب شنیده می شود. برخی از افراد بر این تصور هستند که طرح استيضاح وزير بازرگاني توسط نمايندگان مجلس يك بازي سياسي بود. حتی شهريار مشيري نماينده بندرعباس در گفت و گو با خبرنگار موج، با بيان اينكه استيضاح وزير بازرگاني و كشمكش‌هاي نمايندگان براي بركناري او به مانند جنگ هاي زرگري است، گفت: عده اي از نمايندگان در مجلس هفتم با استيضاح مير كاظمي سعي در گمراه كردن افكار مردم داشته اند.
وي اضافه كرد: 70 درصد نمايندگان مجلس هفتم دلالي بيش نيستند و با طرح استيضاح وزير بازرگاني سعي در ايجاد كردن يك بازي سياسي داشته اند.

مشيري با اشاره به اينكه هيئت دولت به صورت تك فردي توسط رييس جمهور اداره مي شود، اظهار داشت: برخي سعي مي كنند بار تورم و گراني را از شانه رييس جمهور بردارند و آنرا به دوش وزرا بياندازند تا مردم مشكلات را از چشم وزرا ببينند. و اين در حالي است كه وزرا قرباني تصميمات رييس جمهور هستند.

با تمامی این تفاسیر نمی دانیم چه کسی حرف حق را می زند اما خودمانیم ای کاش وزیر بازرگانی استیضاح شود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:20  توسط زینب رازدشت  | 

 

بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب در سالي برگزار شد كه مقام معظم رهبري آن سال را با عنوان سال نوآوري و شكوفايي مطرح كردند. در اين سال كه همه عرصه ها بايد با ايجاد نوآوري به شكوفايي برسند، نمايشگاه كتاب هم از اين قضيه مستثني نبوده و با اقدام برخي از فعاليت ها نشان داد كه پتانسيل ايجاد نوآوري هايي را دارد. اطلاع رساني صحيح با استفاده از رنگ ها را مي توان از جمله نوآوري هاي اين دوره از نمايشگاه كتاب دانست. همه ما مي دانيم كه رنگ ها تأثير بسياري بر آموزش و افزايش سطح آگاهي مردم دارند به همين دليل براي اطلاع رساني صحيح با مشورت كارشناسان مجرب رنگ ها را واسطه اي براي اين امر قرار دادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:8  توسط زینب رازدشت  | 

کتاب به عنوان یک محصول فرهنگی درجهت ارتقاء فرهنگ جامعه می تواند نقش بسیار مؤثری داشته باشد اما متأسفانه در کشورما به این محصول فرهنگی هیچ گونه توجهی نمی شود و قشر اندکی از مردم با این محصول آشنا هستند. یکی از دلایلی که کتاب در سبد هزینه خانواده ها جایی ندارد بحث فرهنگسازی آن است. اگر دقتی بر آگهی های بازرگانی داشته باشیم به این نتیجه خواهیم رسید که هیچ تبلیغی برای کتابی که تازه به چاپ رسیده است نمی شود و درنهایت مخاطب نمی تواند اطلاعات به روزی از آخرین کتاب های به چاپ رسیده را داشته باشد. درواقع باید به نوعی مردم را با این محصول فرهنگی آشنا کرد و این موضوع را برای شان تبیین کرد که روزانه چند ساعت خواندن کتاب را در کنار کارهای شان برنامه ریزی کنند و به این نتیجه برسند که بدون کتاب نمی توانند بر علم خود بیفزایند. پس از عدم فرهنگسازی، مشکلات اقتصادی یکی دیگر از دلایلی است که باعث می شود کتاب در سبد هزینه ها جایی نداشته باشد. ممکن است در برخی از خانواده ها مشکلات اقتصادی شان آن قدر زیاد باشد که خانواده ها ازعهده خرید یک کتاب با کمترین قیمت برنیایند، زیرا زمانی که اقتصاد خانواده از اقتصاد مناسبی برخوردار نباشد حتی اگر قیمت کتاب به کمترین میزان لازم هم برسد باز هم خانواده نمی تواند کتاب را در سبد هزینه خود جای دهد.گرانی کتاب که این روزها حرف اول را در بازار کتابفروش ها می زند می تواند از دیگر دلایل این موضوع باشد چرا که با حذف سوبسید یارانه کاغذ از سوی دولت ناشران به ناچار کاغذ را با قیمت بیشتری از بازار آزاد خریداری می کنند و درنهایت این امر منجر به گران شدن کتاب می شود. آموزش از جمله مواردی است که باید خانواده ها فرزندان خود را از دوران کودکی با کتاب آشنا کنند. زمانی که کودک از همان دوران طفولیت با شکل و شمایل کتاب آشنا می شود و حتی با عکس های کتاب ارتباط برقرار می کند می تواند نقطه عطفی باشد تا در آینده بیشتر با این محصول فرهنگی مأنوس شود. متأسفانه خانواده ها برای شاد کردن فرزندان خود خرید چیپس و پفک و... را جایگزین کتاب می کنند درصورتی که این امر اشتباه بوده و باید تدبیری برای این امر بیندیشند. با تمام این تفاسیر دروهله اول باید فرهنگسازی درستی کرد و اگر این فرهنگ در میان مردم جای بگیرد و این نیاز در وجود مردم شکل بگیرد به طور حتم مخاطب با وجود گران شدن کتاب هم به سراغ این محصول فرهنگی خواهد رفت چرا که هرساله شاهد گران شدن بسیاری از کالاها هستیم اما مردم همچنان با وجود گران شدن به سوی آن کالاها گرایش پیدا می کنند چرا که این نیاز را در درون خود حس کرده اند پس باید نیاز کتابخوانی را در مخاطب تقویت کرد تا بتوان شاهد رشد و پیشرفت در حوزه کتاب و کتابخوانی بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:12  توسط زینب رازدشت  | 

 

این روزها شایعات خیلی زیادی مبنی بر استعفای شهرام گیل آبادی مدیر شبکه رادیویی جوان مطرح است که تا به امروز بالاخره ما نفهمدیدم گیل آبادی رفتنی است یا ماندنی.

هر چند وقت یکبار پایگاه اینترنتی جهان نیاز و رجاء نیوز شایعات زیادی را از رفتن گیل آبادی مطرح می کنند که البته نمی توان گفت شایعه چرا که این روزها رادیو جوان از وضعیت خوبی برخودار نیست و می توان حدس زد که رفتن گیل آبادی از شبکه رادیویی جوان حتمی است اما خوب دیگه...

به هرحال پاسخ منبع آگاه به ما این است که گیل آبادی همچنان در سمت مدیریت خود باقی است و قصد رفتن ندارد اما ما که دیگه نیستیم باور کنیم مگه ما یادمون رفته که شبانه گیل آبادی از رادیو تهران استعفاء داد و تازه فرداش ما متوجه رفتنش از رادیوتهران شدیم.

با تمام این تفاسیر چه فرقی می کنه که گیل آبادی بمونه یا بره مهم اینه که رادیو جوان داره روزبه روز بهتر از دیروز کارش رو انجام می ده و این همه خاطرخواه داره.

برای همه رادیوجوونی ها آرزوی موفقیت می کنم.

آی رادیوجوونی ها دلتون شاد و نگاهتون پرخنده

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:26  توسط زینب رازدشت  | 

 

خداروشکر سال خوب و خوشی رو آغاز کردم. با وجود این که تو این مدت خیلی ها دلم رو شکشتند و اذیتم کردند اما با این وجود بازهم می گم سال خوبی را آغاز کردم.

همیشه می گفتم خدا چقدر بزرگ هستش که هر چه قدر هم اذیتش کنی اما با یک توبه همه چیز رو فراموش می کنه.

اما واقعا بعضی از آدم ها چرا باید انقدر بی انصاف باشند که این همه خوبی رو کنار بذارند و تنها به بدی توجه داشته باشند.

البته مهم نیست مهم خودم هستم که حالم خیلی خوبه و سعی کردم همه چیز رو تو سال جدید یعنی سال 87 فراموش کنم و به چیزهای خوب فکر کنم.

تو سال جدید تصمیم گرفتم زندگی رو بیشتر جدی بگیرم و کمی از کارم جدا شوم. متأسفانه تو سال 86 خیلی تو کارکردن زیاده روی کرده بودم تا آن جایی که با دست سرم بسته سر برنامه می رفتم و یا با سرگیجه های شدید گزارش می نوشتم.

به هرحال سال 86 با تمام سختی هاش تموم شد و در سال جدید سعی می کنم که اشتباهات سال 86 را دیگه تکرار نکنم و کارهای خوبی که تو سال گذشته انجام دادم رو در سال جدید ادامه بدم.

راستی یک تصمیم دیگه هم گرفتم و این که دیگه به کسی بها ندم به این معنا که احترام بیشتری واسه طرف نذارم که از خودش بیخود بشه.

برای همه دوستداران زرین قلم، خبرنگاران و مردم ایران زمین آرزوی سال خوب و خوشی می کنم.

بدرود.....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 16:21  توسط زینب رازدشت  | 

صداوسيما در چند سال اخير رويكرد جديدي را در رابطه با سريال هاي مناسبتي اتخاذ كرده است و بر همين اساس هر ساله با نزديك شدن به مناسبت هاي مختلف طرح هاي بسياري از سوي برنامه سازان به دفتر طرح و برنامه ارائه مي شود و درنهايت بهترين طرح براي تهيه و توليد آماده مي شود. بر اساس آمار بهترين برنامه هاي برنامه هاي مناسبتي به دليل بودجه هاي مناسب، هدف مشخص و فيلم نامه مناسب ،براي ايام نوروز تهيه و توليد مي شود. در نوروز امسال هر يك از شبكه هاي تلويزيوني برنامه هاي ويژه نوروزي را داشته كه سريال هاي نوروزي پرمخاطب ترين برنامه هاي نوروزي تلويزيون بود. سريال هاي نوروزي امسال از جمله پيامك از ديارباقي، نشاني، مرد هزارچهره و قرارگاه مسكوني حاكي از آن است كه تلويزيون در سالجاري رويكرد طنز را در پيش گرفته است.
خوشبختانه هر يك از سريال ها توانست مخاطبان بسياري را به خود جذب كند و اين تعداد مخاطب نشانگر اين است كه برنامه سازان با ذائقه مخاطب آشنا هستند. سيروس مقدم كارگردان صاحب نام سريال هاي مناسبتي كه هميشه نام او را در تيتراژ سريال هاي مناسبتي در مقام كارگردان مي بينيم، با ساخت سريال هاي مناسبتي بسيار توانسته نيازهاي مخاطب را درك كند و بر اساس نيازهاي مخاطب برنامه سازي كند و اما رامبد جوان كه پس از وقفه اي چند ساله دوباره به تلويزيون بازگشته و دومين مجموعه تلويزيوني خود را با عنوان «نشاني» كارگرداني كرد. البته اين سريال هم با وجود نقاط ضعف هايي توانست با رويكرد طنز مخاطب را در طي 13 روز پاي تلويزيون بنشاند. مرد هزار چهره كارديگري از مهران مديري بود كه برخلاف كارهاي پيشينش پايان خوبي داشت و با هدف خاصي كار را به پايان برد. قرار گاه مسكوني كاري از جواد رضويان كه به هرحال پس از يك سال توقيف روي آنتن شبكه پنج سيما رفت. البته اين كار با بودجه بسيار هنگفت و با كمترين حمايت سازمان تهيه و توليد شده بود كه با توجه به بودجه هنگفت آن توانست خنده را بر لبهاي مخاطبان بنشاند. با تمامي اين تفاسير اگر سريال هاي نوروزي به نسبت سريال هاي ايام سال از مخاطبان بيشتري برخوردار مي شود به دليل برنامه ريزي مشخص، بودجه مناسب و استفاده از تجربيات سال هاي پيشين است. اميدواريم براي سال آينده سريال هاي نوروزي با بودجه بيشتر، مديريت قوي و برنامه ريزي مناسب تري تهيه و توليد شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 12:20  توسط زینب رازدشت  | 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 15:53  توسط زینب رازدشت  | 

جشنواره راديو جوان شب گذشته درحالي به كار خود پايان داد كه سالن بتهون جوابگوي دوستداران راديويي نبود اما عشق و علاقه مخاطبان راديو جوان كه با حضور خود در خانه هنرمندان گرماي خاصي را به سالن بخشيده بودند با صبر و تحمل چند ساعتي را ايستاده نظاره گر جشن شب خاطره بودند.
طبق معمول برنامه با دقايقي تأخير آغاز شد و با اعلام آغاز برنامه و بازشدن درهاي سالن، درفاصله زماني كمتر از يك دقيقه ديگر هيچ صندلي خالي نمانده و بطور كامل اشغال شده بود.
رضا آفتابي گوينده برنامه «هفت ترانه» در این برنامه چند دقيقه اي به اجراي زنده قطعه اي موسيقي پرداخت.
مهران دوستي گوينده برنامه راديويي «نشاني» تصريح كرد: هر انساني در جايگاه خود يك پديده است و هيچ كس نمي تواند جاي كسي را بگيرد چرا كه جاي خودش خالي مي ماند و اگر هر كسي بخواهد جاي گوينده اي باشد و از او تقليد كند بطورحتم شكست خواهد خورد. قبول دارم ميزان درآمد در راديو بسيار اندك و ناچيز است اما راديو اعتبار مي آورد؛ راديو يك دانشگاه است و دعا كنيم كه گويندگاني كه از راديو به تلويزيون رفته اند به راديو خانه خودشان بازگردند.
رضا رشيدپور مجري برنامه شب شيشه اي كه كار خود را از تلويزيون آغاز كرده بود به دلايلي از فعاليت درعرصه تلويزيون خارج شده و به راديو جوان روي آورد و پس از مدتي فعاليت در راديو جوان به تلويزيون بازگشت.

البته رشید پور دلیل اخراج خود را در آن ها از تلویزیون اعلام کرد و گفت: در روزی از روزها یکی از مدیران بی اعصاب کشور به همراه یکی ازخوانندگان پاپ کشور میهمان برنامه بودند. در اتاق فرمان با این مدیر بی اعصاب مشغول شنیدن صدای خواننده پاپ بودیم. در این زمان بود که مدیر بی اعصاب از من پرسید که من با این خواننده خیلی حال می کنم شما چطور؟ و من هم پاسخ دادم که نه من با این خواننده پاپ حال نمی کنم من با سیاوش قیمشی حال می کنم. پاسخ سوال همانا و اخراج شدن من از تلویزیون همانا.

درکل برنامه شب خاطره رادیو جوان به نوعی تعریف از خود و نون قرض دادن به هم بود.

درپایان هر گوینده ای پس از خاطره گویی از گوینده دیگری یک دیوان حافظ هدیه می گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 15:1  توسط زینب رازدشت  | 

دو پسر جوان تو صف نانوايي ايستاده بودن. بحث شون واسم جالب اومد. سنشان بيشتر از بيست سال قد نمي داد اما حساب شده و سنجيده صحبت مي كردن. يكي از اون دو نفر مي گفتش، تلويزيون رو مي بيني كه چقدر راجع به انتخابات برنامه درست كردن و هي دارن تبليغ مي كنن. اون يكي گفت: آره بابا. خستمون كردن. چقدر تبليغ. چقدر شعار. باور كن همش دروغه. خودشون انتخاب مي كنن. ديگه چه لزومي داره كه ما بريم رأي بديم. تازه از راديو نگو كه دلم پره. يه سري آدم كه خودشون هم مي دونن انتخابات الكي و فيلم هستش بازم دارن برنامه رو آنتن مي برن. بعدش حرفشون كشيد به اين سمت و سو كه اگه كسي بخواد رأي تو رو يك ميليون بخره مي فروشي يا نه؟ گفتش آره چرا كه نفروشم. يك ميليون مي دوني يعني چي. نزديكه عيده، مي ريم يه خورده بيشتر خريد مي كنيم. تو چي؟ رأي خودت رو مي فروشي؟ آره چرا كه نه من كه گفتم همه اين انتخابات و رأي دادن ها يك نمايش هستش. يه دكور. همه ما سركاريم. بي خيال رأي دادن. همين طور داشتند باهم بحث مي كردند. باخودم فكر كردم و گفتم چه طرز تفكر عجيبي؟ البته خودم هم تا به امروز متوجه نشدم كه واقعا انتخابات يك نمايش و دكور هستش؟ يا واقعا انتخابات با رأي مردم صورت مي گيره. به هرحال چه بخواهي چه نخواهي بايد رأي بدي تا يه مهر پشت شناسنامه درج بشه و اون وقت بري و استخدام دولت بشي. اما واقعيت اينه كه يه خورده به خاطر بحث انتخابات جدي تر نگاه كنيم. انتخابات چه دروغ باشه چه راست باشه به خاطر وجدانمون بياييم رأي بديم تا حداقل تو اون دنيا به كسي مديون نباشيم. حتي من مي گم اين انتخابات اگه دروغ هم باشه ما جدي تصور كنيم و آدم هاي درست رو انتخاب كنيم. شايد تو دلتون بگيد همشون يا بد هستن يا بدتر اما حداقل بياييم بد رو انتخاب كنيم كه بهتر از بدتر هستش. اميدواريم روز 24 اسفندماه نشون بديد كه يك ايراني هستيد و قلبتون هميشه واسه ايران مي تپه. دلتون آسموني و نگاهتون پرخنده

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 14:8  توسط زینب رازدشت  |