بازتاب كمبود بودجه دانشگاههاي علوم پزشكي در عدم پرداخت حقوق اساتيد و كاركنان دانشگاهها نمود پيدا مي كند و در اين ميان اين كاهش بودجه نيز براي خود علتي دارد.
در سالجاري هر يك از دانشگاه ها و دستگاه ها براي پرداخت حقوق استادان و كاركنان دانشگاهيان، بخشي از بودجه خود را به وزارت اقتصاد و دارايي واگذار كرده اند و اين وزارتخانه هر ماه از طريق آن بودجه حقوق ها را پرداخت مي كنند.
امابا تمام اين تفاسير در ماه هاي پاياني سال شاهد تأخير در پرداخت حقوق هاي استادان و اعضاي كاركنان دانشگاه ها هستيم. دانشگاه پزشكي هم از اين قضيه مستثني نيست و درحال حاضر حدود چندماهي مي شود كه حقوق استادان اين دانشگاه به تعويق افتاده است البته اين اتفاق جديدي نيست بلكه هر ساله شاهد اين اتفاق هستيم و يكي از دلايل آن عدم برنامه ريزي درست و زمان بندي شده است.
دانشگاههاي علوم پزشكي از دو بودجه برخوردار است. بودجه خود دانشگاه و بودجه اي كه دولت در اختيار دانشگاه قرار مي دهد. بودجه دولت كاملا مشخص بوده و مي توان بر اساس مقدار آن برنامه ريزي كرد اما متأسفانه بودجه خود دانشگاه مشخص نيست زيرا دانشگاه اين بخش از بودجه را از طريق درآمدزايي در بيمارستان، داروخانه، آزمايشگاه ها بدست مي آورند و درابتدا پيش بيني هاي نادرستي از محل درآمدزايي خود مي كنند كه در پايان سال متوجه تحقق نيافتن پيش بيني ها شده و نتيجه امر برابر با كسري اعتبارات دانشگاه مي شود. راه كارهاي لازم براي مقابله با كسري اعتبارات هرساله توزيع بودجه در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به اين صورت بوده كه براي هر بخش رديف بودجه اي را اختصاص مي دادند و اين امر به ضرر بخش هايي مي شودكه با كسري بودجه مواجه هستند و براي تأمين بودجه نمي توانند از بودجه بخش ديگري استفاده كنند.
اين مشكل موجب شد تا بر اساس تصميم گيريهاي صورت گرفته ،در سال87 توزيع بودجه تغيير كرده و كل بودجه مربوط به وزارت بهداشت كه محل تأمين بودجه دانشگاه هاي علوم پزشكي است به وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي واگذار مي شود و هر بخشي كه نياز به بودجه بيشتري داشته باشد، تزريق بودجه مي شود.
به هرحال مي توان با برنامه ريزي مناسب و صحيح بتوان از كسري بودجه در دانشگاه ها جلوگيري كرد.
به عبارت ديگر از اين پس بوده دانشگاهها با نظر وزير بهداشت درمان و آموزش پزشكي تامين مي شود و به اين ترتيب راهكار بهتري براي جبران كسري بودجه فراهم آيد.

من صورتي مي خوام نه سبز؛ مادر با نگاهي معنادار حاكي از عشق مادرانه و جيبي خالي از پر به كودك خود مي فهماند كه صورتي با بهاي پنج هزار تومان براي جثه كوچك او گران بهاست و بايد سبزي را به تن كند كه سه هزار تومان قيمت دارد. كميته امداد خميني پس از 14 سال فعاليت در عرصه خدمت رساني به قشر كم درآمد جامعه به دليل عدم هماهنگي بودجه با نرخ تورم هنوز نتوانسته است بطور كامل بيشترين درصد از نيازهاي اين قشر را تأمين كند. كميته امداد خميني(ره) به مناسبت ايام دهه فجربه هر يك از مددجويان 10 هزارتومان بن اهدا كرده است و مددجويان از هر نقطه تهران و اطراف آن مي توانند اين بن را در فروشگاه قدس واقع در ميدان محمديه مصرف كنند.
سري به تك تك غرفه هاي فروشگاه مي زنم. غرفه مواد شوينده شلوغ تر از غرفه هاي ديگر به نظر مي رسيد. نزديك غرفه مي روم. سرصحبت را با معصومه گودرزي فروشنده اين غرفه باز مي كنم. وي افزود: اين روزها پودر لباسشويي كمتر در بازار پيدا مي شود و يا اين كه با دوبرابر قيمت به فروش مي رسد به همين دليل در اين غرفه با قيمت 300 تومان پودر لباسشويي را در اختيار اين خانواده ها قرار مي دهيم. فروشنده غرفه موادشوينده تصريح كرد: شيشه پاك كن كه در بيرون از فروشگاه با 800 تومان به فروش مي رسد در اين غرفه با قيمت 600 تومان در اختيارشان قرار مي دهيم. وي عنوان كرد: البته گاهي اوقات پيش آمده كه كسي احتياج داشته اما ميزان اعتبار بن تمام شده است كه در آن زمان به صورت رايگان اهدا مي كنيم.
مشغول صحبت بودم كه صداي گريه پيرزني را شنيدم كه به مسوول فروشگاه التماس مي كرد كه حسين انواري سرپرست كميته امداد امام خميني(ره) را ببيند. خود را به پيرزن نحيف و لاغري را مي رسانم كه از شدت سرما دستانش قرمز شده اما باهمان قرمزي دستانش چند عدد بن را محكم در درون دستانش فشرده نگه داشته است. پيرزن ضمن گلايه از مستمري 25 هزار توماني خود از كميته امدادخميني(ره) گفت: ماهي 100 هزار تومان در خانه اجاره اي تنها زندگي مي كنم و هيچ كس را در اين دنيا ندارم. وي افزود: 10 هزار تومان بن كفاف مخارج عيد من را نمي دهد و من به ناچار درخانه هاي مردم كار مي كنم. بغضش ديگر امان نمي دهد و اشك مي ريزد. از گريه هايش خجالت مي كشد اما دست خودش نيست. نمي دانم با چه جمله اي آرامش كنم و تنها مي گويم به خدا توكل كنيد. در جواب گفت: به خدا توكل كرده ام كه تا به امروز زنده ام اما ديگر تحملم تمام شده است. خانمي ديگر جلوي راهم را مي گيرد و مي گويد ترا به خدا حرف هاي ما را به مسوولان برسانيد. من با چهار فرزند چگونه بايد زندگي كنم. شوهرم مفقودالاثر شده است. چه كسي بايد جواب فرزندانم را بدهد. و بازهم هزاران علامت سوال در ذهنم جاري مي شود كه چه بايد كرد. در همين اذهان بودم كه صداي كودكي را از پشت سرم مي شنوم كه واي مامان چقدر چاقه. به عقب بر مي گردم و نگاه كودك را دنبال مي كنم. مانكن چاقي كه در جلوي غرفه البسه قرار گرفته است. مامان يعني مي شه من هم اينطوري بزرگ و چاق شوم و مادر مي گويد چرا كه نه اگر .... كه صدايش قطع مي شود. مي توانستم بدانم كه منظور مادر از اگر چيست كه اگر غذاي مقوي و خوشمزه اي بخوري حتما بزرگ و تنومند مي شوي اما با كدام پول مي توان غذاي مقوي براي اين كودك آماده كرد. با بن هاي 10 هزار توماني و يا مستمري 25 هزارتوماني. حسين انواري سرپرست كميته امداد خميني(ره) خبر از رشد 6 درصدي را در بودجه سال 87 داد و اعلام كرد: بودجه سالجاري كميته امداد خميني(ره) هزار و 200 ميليارد تومان بوده كه براي سال آينده رشد 6 درصدي پيش بيني شده است. به هرحال اميدواريم بودجه كميته امدادخميني(ره) در سال آينده رشد دو چندان داشته باشد زيرا چگونه مي توان با تورمي كه در جامعه شاهد هستيم و با ماهي 25 هزارتومان و بن 10 هزارتوماني چرخ سنگين زندگي را چرخاند؟

همیشه در زندگی از چند چیز متنفر بودم. بددهنی، تعصب، بدذاتی و دروغ .
از قدیم گفتن که از هر چیزی که بدت می یاد سرت می یاد. حالا شما حسابش رو بکنید که چقدر بد هستش در عرض یک هفته از هر چیزی که تو دنیا بدت می یاد تو سرت خراب بشه.
نمی دونم مطالبم چقدر به گرایشات و موضوعات وبلاگم مربوط می شه اما همه این ها را گفتم تا پرده از برخی ابهامات بردارم.
این روزها به هر کسی که می رسم باید جواب پس بدم که چرا حالم بده. چرا کم می خندم. چرا از شور و حال افتادم. به همین دلیل تصمیم گرفتم که این مطالب رو بنویسم تا دیگه کسی این سوالات رو ازم نپرسه که اصلا حال و حوصله جواب دادن بهشون رو ندارم.
می خوام مدتی سکوت کنم. یک سکوت تاریخی. از فریاد بیزار شدم چون دیگه کسی فریاد من را نمی شنوه.
گاهی اوقات از اطرافیانم تو دنیای خبر بیزار می شم. به خاطر دروغ گفتن هاشون. به خاطر تظاهرای الکی شون.
گاهی اوقات فکر می کنم اون ها رو کی به دنیای خبر راهشون داده و اونقدر ادعا دارن که خودشون رو خبرنگار می دونن.
حالم از این ادعاهاشون به هم می خوره.
خیلی خسته هستم. البته یک هفته ای هستش که به این وضعیت دچار شدم اما اولش فکر کردم طبیعیه اما فکر می کنم از حد طبیعیش دیگه کم کم داره خارج می شه.
به هر حال سعی می کنم مشکلات شخصیم رو قاطی کارم نکنم تا به کارم لطمه ای وارد نشه.
در یک کلام از همه کسانی که تو این مدت تحملم کردن و قراره که تحملم کنن تشکرات لازم را می کنم.
به قول یک نفر که حضرت علی رو قبول نداره اما همیشه تو حرفاش می گه یاعلی!
دلتون آسمونی و نگاهتون پرخنده. یا حق!

در حاشیه مراسم افتتاحیه خبرنگار موج گفت و گویی با معاون اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی انجام داد.
خبرنگار موج که باید محور سوالاتش اقتصادی باشد این سوال اقتصادی را پرسید که آقای رضایی آیا آماری مبنی بر میزان خرید شما از اسناد و عکس های انقلاب از مردم را دارید؟
آقای رضایی پس از مکثی کوتاه با اعتماد به نفس کامل پاسخ داد: متأسفانه آمار دقیقی وجود ندارد و نمی توانم آمار دقیقی را ارائه کنم.
به راحتی و بدون هیچ خجالتی پاسخ سوالم را اینچنین داد.
قضاوت را به عهده شما می گذارم باید با این مسوول چه کنیم؟
آیا این مسوول نباید آمار دقیقی از جایی که کار می کند را داشته باشد؟
چرا مسوولان ما کمی بی فکر و تا قسمتی احمق هستند؟
باز هم باید از این جمله کلیشه ای استفاده کنم به امید روزی که مسوولان ما عاقل شوند!
با تشکر فراوان از مریم السادات حسینی دوست و همکار عزیزتر از جان